اعتیاد

 استخون درد دارم ... 

من معتادم اما نه به مواد مخدر ... به تو ... به دیدنت ... به بودنت ...

آخ که اعتیاد چه کیفی داره 

بهم مواد برسون ! 

 

 

من ... ما ... بارون

من و درد و یک بغل تنهایی

زیر نم نم بارون بهاری

 به انتظارت می نشینیم تا بیایی ...

 

 

 

همینجوری های شنبه!

ایــچــی از خُـودا
اگـر بخـاســته بیــم،
تــو بــی تــو.
ایـــتـا نـاجـــه
گـر بـدیـل بـداشتـه بیــم،
تــو بـی تــو.
مصــــلحــت،
یـــا کــی قــسـمــــت
هــــرچـــی بـــــو،
اونی کی واکاشت مرا
خو هاچینه قول مرا،
تــوبــی تــو ...

ساسان ورتوان 

 گر چیزی از خُدا میخواستم
تو بودی تو.
گر آرزویی بر دل داشتم،
تو بودی تو.
مصـــلحــت،
یا که قـسمـــت
هر چه بود،
کسی که با قولهای بیهوده اش
منو کاشت،
تو بودی تو ... 

 

 

شکستم

با شکستنت شکستم  

عاشقم، عاشق وخسته ام  

پای تو موندم و ساختم 

 دل به هیچ کسی نبستم 

 نه به عشقت، نه به عشقم  

قسم دروغ نخوردم  

بازی برده رو باختم  

به تو باختم و نبردم 

 وقت گریه هات دلم رو 

 به شب و شعله کشیدم 

 حقم رو دادی و رفتی  

من به هیچی نرسیدم ...  

 

خیلی سخته دل بریدن  

خیلی ساده است دل شکستن !

 سخته عاشقونه موندن 

 دل به هیچ کسی نبستن 

 چه عذابیه که امروز  

 تو رو دارم و ندارم 

 موندی تا ابد تو قلبم  

اما رفتی از کنارم ...  

 

 

 

گاهی ...

گاهی مسیر جاده به بن بست می رود

گاهی تمام حادثه از دست می رود

گاهی همان کسی که دم از عقل میزند

در راه هوشیاری خود مست می رود

گاهی غریبه ای که به سختی به دل نشست

وقتی که قلب خون شده بشکست میرود

اول اگرچه با سخن از عشق آمده

آخر خلاف آنچه که گفته است می رود

گاهی کسی نشسته که غوغا به پا کند

وقتی غبار معرکه بنشست می رود

اینجا یکی برای خودش حکم می دهد

آن دیگری همیشه به پیوست می رود

وای از غرور تازه به دوران رسیده ای

وقتی میان طایفه ای پست می رود

هرچند مضحک است و پر از خنده های تلخ

بر ما هرآنچه لایقمان هست می رود

این لحظه ها که قیمت قد کمان ماست

تیریست بی نشانه که از شصت می رود

بیراهه ها به مقصد خود ساده می رسند

اما مسیر جاده به بن بست می رود !