تولدم مبارک!!!

 

  سال ها میگذرد ... 

  و ناگهان امشب 

 من ۲۱ ساله می شوم ! 

 

         

 

بابا یعنی زندگی

 

دنیا با تموم قشنگیاش پیش کش دستای تو 

           آسمون با تموم ستاره هاش فدای چشمای تو 

 امروز روز توء , تو که از دیار آسمونی

                دخترت یه جون داره اونم ناقابل نثار تو  

 

    بهترین بابای دنیا 

   بابای گل من 

   سایه ات بالا سرم باشه  

      روزت مبارک! 

  

  الهی خودم تکی واسه همه اونایی که بابا ندارن بمیرم

 

کرکس گناهی!

  

این ترم دلم برای تنها کسی که سوخت 

       کرکس بود! 

  

           

با احترام!

کی میگه من تورو خیلی دوست دارم؟

کی میگه من به تو وابسته شدم؟

دیگه  اصلا نمی خوام ببینمت

به خدا قسم دیگه ازت خسته شدم

کی میگه جادوی حرف تو شدم؟

کی میگه چشمای تو گولم زده؟

خجالتم خوب چیزیه اگه باشه

راست بگه هر کسی که اول اومده

کی میگه شعرای من مال توء ؟

کی میگه هلاکتم دیونتم؟

هر کی گفته اشتباه کرده بدون

من یه عابر از کنار خونه اتم !

کی میگه منظورم از زیبا تویی؟

کی میگه نباشی من دق میکنم؟

یعنی اینقدر دیونه ام که میشینم

واسه امثال تو هق هق میکنم؟

کی میگه دلم میخواد پیشم باشی؟

کی میگه میشه من و تو ما بشیم؟

کی میگه هدف  به هم رسیدنه؟

ما فقط یه راه داریم : جدا بشیم

کی میگه شاید که مهربون بشم؟

کی میگه شاید با هم آشتی کنیم ؟

کی میگه میخوام تورو ببخشمت؟

این دروغه که میگن ما با همیم

کی بود اینقدر منو اذیتم می کرد؟

کی میگه به من تو رو خدا نرو؟

دیگه کار گذشته از کار نمیشه

من و زندگیم چیکار داریم به تو ؟

کی میگه هیچ کی مثل تو نمیشه؟

کی میگه تو مهربون وشاعری؟

نمیدونم چی بگم از تو ولی

خیلی باشی تو فقط یه عابری

کی میگه حس های تو مخملیه؟

کی میگه تو التماس سرت میشه؟

کی میگه غم گل ها رو میخوری ؟

گل سرخ و گل یاس سرت میشه ؟

کی میگه قدر منو خوب میدونی ؟

کی میگه بمون؟ بری سنگین تری

نمیخوام از تو کلامی بدونم

نمی خوام بشنوم از تو خبری

کی میگه نامه هاتو بهت میدم؟

کی میگه بیا خداحافظی؟ نیا !

کی میگه زندگی رو نقاشی کن؟

رنگی مونده واسمون به جز سیاه؟

کی میگه یادت منو عذاب میده؟

حالا من میمونم و یه زندگی

با کسی که عاشق و مقدسه

با کسی که گفته هر چی تو بگی!  

 

 

وبلاگ قشنگ من ! تولدت مبارک!

سلام! 

امروز ۹ امِ و من طبق قولم برگشتم! 

بمان که چه گندی به امتحانام زدم! 

اما امروز یه روز قشنگ و بیاد موندنیه برام 

امروز روز تولد وبلاگمه! اونم اولین سالگرد تولد! 

توی تمام این مدت عین یه بچه بزرگش کردم و توش نوشتم و نوشتم و نوشتم و امروز خوشحالم که اینجا رو دارم 

که تراوشات مغز من هست 

وبلاگ عزیزم شاهد همه دل گرفتنام و خوشی هام بود واسه همین پر از احساسات من شد

پر از من شد

رنگ من رو گرفت

خوشحالم که تا اولین سالگرد تولدش 15 هزار تا مهمون داشت 

به احترام و به پاس تولد وبلاگ عزیزم اولین پستم رو دوباره میگذارم 

 

"

این بغض خنجر زده به گلویم

     به خاطر سرنوشت نیست

                   

از برای سوراخیست که خداوند در شانسم فرو کرده...  " 

 

ظاهرا دلم زیادی گرفته بود! 

 اما در هر صورت از تک تک چشمای شما ممنون که مهمون این وبلاگ بودین.