پیشی خسته نباشی

امتحانات تموم شد.شکر خدا که واسه تو خوب بود.نمره مدارت هم که گرفتی و اونم پاس شد.خسته نباشی پیشی کوچولوی من. 

آبجی ملودی:جودی

جودی می نگارد : اندر حکایت مترو!

 

سر ظهر تو متروی شهید بهشتی یک برادر مسلمان از نوع چشم چرون که خشتکشون زمینو میبوسید تو پله برقی گیرید به آبجیه ما (ملودی) خفن . گفتم لطف کن کله مبارک رو در جهت صراط مستقیم بگیر. فرمودن همینطوری حال میده. گفتم لطفا رو آب بخندین و خفه.ایشون هم برو بر نگاه کردن و گفتن میخوام نگاه کنم. 

ما به راه خودمون ادامه دادیم . تا رسیدیم ٬مترو هم رسید. من و ملود پریدیم تو کوپه بانوان که صندلی هاش تک وتوک پر بود.داشتیم فک میزدیم که یه هو همون جناب تشریف آوردن داخل کوپه ما و نیش شون تا لاله گوششون واشد.تا نشیمن مبارک شون رو گذاشتن رو صندلی یه خانم محترم داد زدن آقا اینجا قسمت بانوانه!!!! 

یارو حلقشو بست و دمشو گذاشت رو کولش و جیم شد.خنک شدیم.چسبید.حال داد. 

نکات آموزنده: 

۱-به ناموس مردم زل نزن 

۲-ادای داداش کایکو رو در نیار و پسر مودبی باش. 

۳-زنده باد جامعه اسلامی-فمنیسمی. 

آبجی ملودی:جودی

هلپ پیلیز!

 

گلویم درد می کند

بس که این روزها بغض و ناراحتی ام را  

 فرو خوردم 

 

نیمه پر لیوان

 

  تنها صدف را ننگرید 

  درون صدف مرواریدی پنهان است! 

 

در انتظار حضور

 

بال های سنجاقک 

بوی علفزار   

آسمان آبی

کفش های گِلی 

هوای ناب  

پا های خسته 

کفشدوزک کوچک 

همه و همه 

      سهم خیال امروز من !