سوفیا اَن ! : بر گرفته از سوفیا لورن!(لورل هم بعضیا! بهش می گن)! - لقبی که یک خانوم نسبتا میانسال که متاقضی گرفتن گواهی نامه بود به خانوم افسر راهنمایی و رانندگی که امتحان آیین نامه میگرفت نسبت داد!
بس به جا و خردمندانه.
پ.ن: ۲۸ شدم! با دو تا غلط رفتم واسه امتحان شهر. شهر رو رد شدم!:دی
لعنت به این پارک دوبل!
حالم بد است مثل زمانی که نیستی
دردا که تو همیشه همانی که نیستی
وقتی که مانده ایی نگرانی که مانده ایی
وقتی که نیستی نگرانی که نیستی
تا چند من غزل بنویسم که هستی و
تو با دلی گرفته بخوانی که نیستی ...
دلم می خواست از هر وسیله ایی یه بیل بیلکی آویزون بود
منم یه دستگاهی داشتم که بیل بیلکارو پیدا می کرد
بعد هر موقع می خواستم اون وسیله رو پیدا کنم
دکمه اون دستگاه رو می زدم اونم بیل بیلکو پیدا میکرد و منم می فهمیدم وسیله ام کجاست
اینقدرم دنبالش نمی گشتم! هی!
حالا که چی؟!
مثلا رفتی که رفتی!؟
خوب به سلامت! فکر نکن بد می گذرد نه...! هوای اینجا هنوز آفتابیست
به من بگو ... خودم که هیچ
اما بعد رفتنت
چه کسی جواب صداقت و دل شکسته ام را می دهد؟!
*کاش این را میگفتی و بعد می رفتی ... شاید می توانستم ببخشمت..*
مرو ای دوست ....
مرو ای دوست ...
مرو از دست من ای یار ...
که منم زنده به بوی تو ... به گل روی تو ...
مرو ای دوست مرو ای دوست بنشین با من دل
بنشین تا برسم مگر به شب موی تو...
تو نباشی چه امیدی به دل خسته من ...؟
تو که خاموشی ...
بی تو به شام و سحر ... چه کنم با غم تو ...؟