مردها مثل نسیم، البته نه به آن لطافت، شاید مثل باد… می وزند بی آنکه تو بخواهی:
موهایت را پریشان میکنند، صورتت را سیلی می زنند و میروند باز هم بی آنکه تو بخواهی…
زن ها مَرد می زایَند، مَردها دَرد…
باد شدید بود
و طوفان سختی در پیش بود...
باد شاخه های درخت را می شکست
کَرکَسی کاکُلش را از دست داد
چمدان هایم که بسته می شوند .
نگرانم
تازه بعد برگشتم می فهمم
- دلم را جا گذاشته بودم...
مردها مثل نسیم، البته نه به آن لطافت، شاید مثل باد… می وزند بی آنکه تو بخواهی:
موهایت را پریشان میکنند، صورتت را سیلی می زنند و میروند باز هم بی آنکه تو بخواهی…
زن ها مَرد می زایَند، مَردها دَرد…
چه مغرورانه اشک ریختیم , چه مغرورانه سکوت کردیم
چه مغرورانه التماس کردیم , چه مغرورانه از هم گریختیم
غرور هدیه شیطان بود و عشق هدیه خدا .
هدیه شیطان را به هم تقدیم کردیم و
هدیه خداوند را از هم پنهان.