-
ملودی پشیمان می شود!
1388/05/23 20:30
من! همینجا رسما و شرعا اعلام می کنم خیلی چیزهای مفت و اضافی خوردم که ترم تابستون برداشتم! و صریحا و سریعا باز هم اعلام می دارم که سال دیگر خیلی غلط می کنم اگر بخواهم از این چیزهای مفت و اضافی بخورم!
-
ما آدم نمی شویم!
1388/05/23 14:29
شاعر میگه : " بشکنه این دست که نمک نداره "
-
عزیز ...
1388/05/23 00:38
بال می زنی در خیالم و مرا به رویا می بری با آن چشمان مهربان و لبخند زیبا می بری نیستی عزیز... هفت هشت ماهی گذشته است رسمش این بود؟ روحت را تنها و بدون ما می بری؟ زهرایت هنوز درب و داغان است عزیز ...بخوابش بیا ما را تنها گذاشتی و روحت را پی "موسی" می بری؟ چشمانم اشک دارد عزیز دلم از یک حسرت پر است همان که...
-
پدر دل و خواسته هایش بسوزد!
1388/05/22 19:13
دلم می خواد واسه ۱ ساعت هم که شده توی خونه خودمون تک و تنها باشم و به هیچی فکر نکنم ... همه فکر های توی مغزم رو بریزم بیرون و مغزمو خالی کنم . نه به درس فکر کنم نه به امتحان نه به اونایی که ازشون بدم میاد و نه حتی به اونایی که دوسشون دارم... وجودمو از ناراحتی و استرس و نگرانی خالی کنم. توی این ۱ ساعت هیچ کسیو هم نبینم...
-
نفرت
1388/05/22 00:02
تا حالا دقت کردی که آدم هایی که خیلی احمقن چقدر نفرت انگیزن؟ و همینطور اونایی که خودشونو به کوچه علی چپ می زنن ؟! نه؟
-
نصیحت نامه ایی برای دوست
1388/05/20 21:55
ای فرزند! اگر قرار است تمرین هایت را برای استادت ایمیل کنی برای شادی روح مردگانت هم که شده یک ایمیل آبرو دار بساز! این { mamali-mamool } دیگر چیست؟! از سن و سالت خجالت بکش! با تشکر - روابط عمومی چیز دانان عالم! الهام گرفته شده از وبلاگ اتاق تمام فلزی
-
در راه
1388/05/19 19:39
شنبه صبح ساعت ۷ سوار سمند زرد حوالی شریف آباد در راه گرمسار من - نبات - فات پشت نشسته ایم! من در حال آهنگ گوش دادن چشمانم میچرخند پشت یک کامیون " عروسکی ماشالله... " !
-
بو!
1388/05/13 22:32
تا حالا به این مسئله پی بردین که هر خونه ایی یه بویی داره؟ وقی میرید خونه آشنا یا فامیل یا دوستان این مسئله بیشتر پیداست . اما آدم چون اکثرا توی خونه خودشه متوجه نمیشه خونه خودش چه بوییه امروز از کنار یه خونه رد شدم ... بوش برام آشنا بود اما هر چی فکر کردم نفهمیدم چرا بوی اون خونه اونم از بیرونش اینقدر برام آشنا بود...
-
خوشا به حالت ...
1388/05/13 00:41
خوشا به حالت ای روستایی چه شاد و خرم، چه باصفایی در شهر ما نیست جز دود و ماشین دلم گرفته از آن و از این در شهر ما نیست جز داد و فریاد خوشا به حالت که هستی آزاد ای کاش من هم پرنده بودم با شادمانی پر میگشودم می رفتم از شهر به روستایی آنجا که دارد آب وهوایی ...
-
یادش بخیر
1388/05/12 17:01
- عمو زنجیر باف ... زنجیر منو بافتی... - آلیسا آلیسا ... جینگیلی آلیسا ... - این دختره اینجا نشسته ... گریه می کنه... زاری می کنه - سلام سلام .. خالگی خالگی - گردو ... شکستم ... سیگار ... کشیدم . . .
-
هی مزدوجة
1388/05/09 14:33
یکی از دوستای دوران دبیرستانم امروز sms داد که دوشنبه عقد کرده! ما هم بسی خوشحال شدیم و براش آرزوی خوشبختی کردیم! کی نوبت ما میشه خدا می دونه! ؟ یادمه آّبجیم می گفت: ازدواج مثل دستشویی رفتن می مونه! اونایی که رفتن تو میخوان زودتر بیان بیرون و اونایی که هنوز نرفتن تو پشت درن هول دارن زودتر برن تو اما نمیدونن اون تو...
-
یه سری پ.ن مفت !
1388/05/08 21:31
پ.ن۱: چیزی نمانده است بالا بیاورم! پ.ن۲: کرمم گرفته هی لاک می زنم هی پاک میکنم! پ.ن۳: من اگه نخوام برنامه سازی ++C رو یاد بگیرم دقیقا کیو باید ببینم؟ ! پ.ن4: "مثلا " دارم سعی می کنم رژیم بگیرم! پ.ن5: حالم از هر چی شهر به اسم گرمسار و ترم تابستونه به هم میخوره! پ.ن6: منی که به جیب مامانم ! پ.ن7: بابا برام...
-
ایستگاه خنده
1388/05/06 23:44
شاید لحظه ایی لبخند تقدیم شما کردن برای من زیباترین اتفاق ممکن باشد! ۱. دوربین های حساس به لبخند! {کلیک کنید} ۲. زیر نویس فارسی یک فیلم خارجی {کلیک کنید} ۳. تصویری از سایت دوستیابی طالبان {کلیک کنید} ۴. فارسی را پاس بداریم شبکه ۴ {کلیک کنید} ۵. لبخند زیبا! {کلیک کنید} ۶. زنان حرمسرای ناصری! {کلیک کنید}
-
دل دل دیونه منه!
1388/05/04 23:26
زخم زبان که می شنوم باد می کنم! دلم به اندازه یک دنیا بزرگ و بزرگ تر می شود و ناگهان همه آن دنیا با یک بغض به اندازه سر سوزنی کوچک می شود دل من نیز هم ...
-
باد
1388/05/03 00:19
صدای رقص گوشواره هایم در باد صدای انتظارم است در سکوت
-
فُلان جا!
1388/05/01 22:09
روز ها می آیند و می روند و فقط من و تو هستیم که به فُلان جا می رویم (!) * حال کردی؟!
-
تف
1388/05/01 01:16
دلم می خواد یه تف گنده بندازم توی صورت شرایط ! همین!
-
روانشناسانه
1388/04/31 16:12
فرض کنید در صحرایی قرار دارید و پنج حیوان زیر در اختیار شماست: * یک شیر * یک گاو * یک اسب * یک گوسفند * یک میمون برای عبور از صحرا باید از شر یکی از آنها خلاص شوید. کدام یک را انتخاب میکنید؟ اکنون شمائید و چهار حیوان دیگر. صحرا گرم و سوزان است و راه درازی در پیش دارید. همه جا را شن و ماسه پوشانده است. تصمیم میگیرید...
-
دلتنگی نرم بارونی من
1388/04/30 19:38
جودی رفت ... دل من به اندازه تموم دنیا گرفته و دنیا به اندازه دل من کوچیک شده *به خاطر خاطره هایت خاطرت در خاطرم خاطره انگیزترین خاطره هاست *
-
خداحافظ یعنی حسرت با هم بودن.........
1388/04/30 13:30
برای با هم بودن زمان یعنی ریزش باران . از ته جاده دلتنگی ها غزل ناب نگاهت پیداست و من از دورترین خانه این گنبد کور بیصدا می بارم و تورا میخوانم تک و تنها بی تو از پس پنجره ها می شکنم . چه شکستن زیباست! تو اگر باعث این ویرانی........... آبجی ملودی:جودی
-
جواب های هوی است!
1388/04/30 11:23
گفتی بخند ؛ خندیدم دعوا کردیم ؛ گریه کردم بهم اخم کردی ؛ سرمو انداختم پایین و هیچی نگفتم دوباره بهم لبخند زدی ؛ اینطوریاست؟ منم بهت میخندم اما جا داره بگم ؛ غلط اضافی نکن !
-
من غلط کنم دیگه برم سرای ورزشکاران!
1388/04/28 20:25
پروردگارا ! این مخلوق موذی چیست که بدن بهترین مخلوقت انسان را جیگر زلیخا کرده است؟! پروردگارا ؟! رسما ....! به نظر شما چی بوده که ۴۷ جای بدن من رو نیش زده؟ { ساس - کک - سوسک - غریب گز - هفت گز - دراکولا - خارپشت - گودزیلا - دایناسور } ؟!
-
شلوغ پلوغ
1388/04/25 23:05
خونه مون اینقدر شلوغ شده که دقیقا خر تو خر شدیم ! افراد از این قبیل: من (ملودی گل گلاب ! ) - مامان - بابا خاله ریزه (استعاره از آبجی بزرگه) - داداش کایکو (استعاره از داماد بزرگه) - ایلی ( ولوله بزرگه ۵/۲ ساله - پسر خاله ریزه ) جودی (استعاره از آبجی کوچیکه ) - پدر پسر شجاع !( استعاره از داماد کوچیکه ) - ارش ( ولوله...
-
دل
1388/04/25 16:44
دیروز قلبم خیلی درد می کرد به گمانم بدجوری شکسته بود
-
پنجره
1388/04/24 16:18
پنجره را باز کنیم غم ها رو یکی یکی با لبخند دمساز کنیم از پس این دلتنگی ها زندگی آغاز کنیم
-
پیشی خسته نباشی
1388/04/23 18:55
امتحانات تموم شد.شکر خدا که واسه تو خوب بود.نمره مدارت هم که گرفتی و اونم پاس شد.خسته نباشی پیشی کوچولوی من. آبجی ملودی:جودی
-
جودی می نگارد : اندر حکایت مترو!
1388/04/23 18:52
سر ظهر تو متروی شهید بهشتی یک برادر مسلمان از نوع چشم چرون که خشتکشون زمینو میبوسید تو پله برقی گیرید به آبجیه ما (ملودی) خفن . گفتم لطف کن کله مبارک رو در جهت صراط مستقیم بگیر. فرمودن همینطوری حال میده. گفتم لطفا رو آب بخندین و خفه.ایشون هم برو بر نگاه کردن و گفتن میخوام نگاه کنم. ما به راه خودمون ادامه دادیم . تا...
-
هلپ پیلیز!
1388/04/21 21:59
گلویم درد می کند بس که این روزها بغض و ناراحتی ام را فرو خوردم
-
نیمه پر لیوان
1388/04/20 23:06
تنها صدف را ننگرید درون صدف مرواریدی پنهان است!
-
در انتظار حضور
1388/04/20 00:33
بال های سنجاقک بوی علفزار آسمان آبی کفش های گِلی هوای ناب پا های خسته کفشدوزک کوچک همه و همه سهم خیال امروز من !