بال می زنی در خیالم و مرا به رویا می بری
با آن چشمان مهربان و لبخند زیبا می بری
نیستی عزیز... هفت هشت ماهی گذشته است
رسمش این بود؟ روحت را تنها و بدون ما می بری؟
زهرایت هنوز درب و داغان است عزیز ...بخوابش بیا
ما را تنها گذاشتی و روحت را پی "موسی" می بری؟
چشمانم اشک دارد عزیز دلم از یک حسرت پر است
همان که خودت در خواب گفتی: "بی هوا مرا از یاد می بری"
عطر تنت به مشامم می رسد و اشکم جاری می شود
خدایا امشب یک لحظه هم که شده مرا پیش "ریحان" می بری؟
شب جمعه است و یادت بر دل نوه ات مثل یک آه بزرگ
فدای یادت شوم... که با یادت هم مرا به نا کجا آباد می بری
خدا رحمتشون کنه.
روحشون شاد.