خوشا به حالت ای روستایی
چه شاد و خرم، چه باصفایی
در شهر ما نیست جز دود و ماشین
دلم گرفته از آن و از این
در شهر ما نیست جز داد و فریاد
خوشا به حالت که هستی آزاد
ای کاش من هم پرنده بودم
با شادمانی پر میگشودم
می رفتم از شهر به روستایی
آنجا که دارد آب وهوایی ...
سلام
اول شدم نه:)
ازتوی لیست بلاکهای به روزشده بلاک تورودیدم
این مغزت عجب تراوشات باحالی داره
با این شعریاد دبستان ومعلمم خانوم نبوی افتادم!
دلم کمی کرفت
به منم سر بزنی خوشحال میشم دوست مجهول الهویه ام
وبلاگ زیبایی دارید
اما قدر تابستون گرمسار رو بدونید تا اگه روزی تابستان بلوچستان رو در شرایطی که آبی برای خوردن نیست و تا نزدیک محل خرید یک بطری آب مثلا معدنی (کاملا شور) 3 ساعت باید توی کویر رانندگی کنید و هوا چندین برابرگرمسار گرمه ... لمس کردید افسوس گرمسار رونخورید من نزدیک 3 سال دقیقا در این فضا بودم درست زمانیکه انوشه انصاری هم تو اون فضا بود
به من سر بزنید خوشحال می شم اگر نظر شما رو در مورد وبلاگم بدونم